على رفيعى
97
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
وى با صراحت پاسخ داد : من بر آيين ابو شاكر هستم . « 1 » وليد پس از عهدهدارى خلافت ، نه تنها روش گذشتهء خود را رها نكرد بلكه آن را با ابعاد و امكانات گستردهترى پى گرفت و به حدى در اين راه افراط كرد كه حتى خشم امويان را برانگيخت و وجودش براى آنان حتى فرزندش غير قابل تحمل شد ، از اين رو تصميم به قتل وى گرفتند . مورخان ، وليد را از نظرگاه اعتقادى و سياسى ، فرعون زمان خود لقب دادهاند . « 2 » وى آشكارا در برابر قرآن ، پيامبر و خاندان آن حضرت موضع گرفت و اين بهترين گواه بر كفر و الحاد اوست . مورخان نوشتهاند : وى روزى به قصد طلب پيروزى به قرآن تفأل زد . آيه ذيل كه ستمگران را به عذاب الهى تهديد مىكند ، در برابرش گشوده شد : « وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنيدٍ مِنْ وَرائِه جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَديدٍ » « 3 » و آنان ( از خداوند ) تقاضاى فتح و پيروزى ( بر كفار ) كردند ، و ( سرانجام ) هر گردنكش منحرفى نوميد و نابود شد . وليد كه خود را مصداق آيهء شريفه مىدانست ، به خشم آمد ، قرآن را بست و آن را هدف تير قرار داد و پاره پاره كرد و خطاب به قرآن اشعار ذيل را خواند : تُهَدِّدُنى بِجَبَّارٍ عَنيدٍ * نَعَمْ انَا ذاكَ جَبَّارٌ عَنيدٌ اذا ما جِئْتَ رَبَّكَ يَوْمَ بَعْثٍ * فَقُلْ : يا رَبِّ خَرَّقَنِى الْوَليدُ « 4 » آيا مرا به « جبّار عنيد » تهديد مىكنى ؟ ! آرى من همان گردنكش منحرف و لجوج هستم . زمانى كه در روز قيامت نزد پروردگارت بر آمدى ، بگو : خدايا ، وليد مرا پاره پاره
--> ( 1 ) - ر . ك : البداية والنهاية ، ج 10 ، ص 3 . ابو شاكر كنيه مسلمه فرزند هشام بود كه در ارتكاب منكرات استاد وليد به شمار مىرفت . ( 2 ) - ر . ك : تاريخ الاسلام ، ذهبى ، ج 5 ، ص 173 . ابن كثير و ذهبى از پيامبر ( ص ) رواياتى نقل كردهاند كه آن حضرت ، وليد رافرعون امّت لقب داده است . براى آگاهى از اين روايات به البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 7 و تاريخ الاسلام ، ج 5 ، ص 173 رجوع كنيد . ( 3 ) - ابراهيم ، آيهء 15 و 16 . ( 4 ) - الفخرى ، ص 134 .